دوباره اون روزا دارن میان
من و گوشیم و این صفحه شخصی و حرفایی ک فقط میشه اینجا نوشته بشن
و هیچ گوشی قابلیت درکشون رو نداره بجز همون که فقط این حرفا رو میدونه ...
چقدر تفکر آدما باهم متفاوته ....
خودت میدونی که چقد دلم گرفته ...
اما جز تو هیشکی نمیتونه درکم کنه ...
خودت ک میتونی درکم کنی ، صبورمم بکن،
خودت میدونی که چه آشوبی توی دلمه ...
اما زبونم بستس از حرف زدن ...
HaMiN JooRi NeVeShT...
ما را در سایت HaMiN JooRi NeVeShT دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 190 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:43
خیلی دوست دارمیه روزی منو بیژن بتونیم یه خونه ویلایی توی همین کوچه خودمون بخریم ...
HaMiN JooRi NeVeShT...ما را در سایت HaMiN JooRi NeVeShT دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 170 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:43
امشب یهویی وقتی داشتم به تاریخا فکر میکردم متوجه شدم تقریبا ۲.۵ ماه میشه از به گنبد اومدنم, میگذره ...
هم راضی ام
هم دلتنگ ...
واقعا راسته که میگن دخترا یکم که بگذره تازه متوجه درد میشن !!!!
اما واقعا هنوز زوده بابت شروع زندگی جدید
نزدیکه اما هنوز مونده ...
خدایا خودت کمکون باش
❤❤❤❤
HaMiN JooRi NeVeShT...ما را در سایت HaMiN JooRi NeVeShT دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 182 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:43
ما را در سایت HaMiN JooRi NeVeShT دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 175 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:43